بعدا نوشت ۱ : سلام مجدد به دوستان!
راستش یه سری مشکلات خاص پیش اومده
نیومدم وبلاگاتون! ولی فردا میام به همتون سر میزنم! ببخشید بابت نبودنم!
نظراتتون رو همه رو جواب دادم!
و فردا به همتون افتخار میدم میام پیشتون
و کامنتدونیتون رو با نظرای قشنگ نمیدونم چیکا میکنم ولی درنهایت حال میدم بهتون دیگه!
خب فعلا!
![]()
سلام بچه پر رو! خوبی؟ شنیدم باز پر رو بازی درآوردی!
گفتم بیام یه حالی بهت بدم! نا سلامتی من وجدان بیدار تو ام!
که تازه بیدار شدم و قراره زودی برم دوباره بخوابم... اول از همه بگو چی شد که تو روت شد شبیه سنگ پای قزوین؟
اصلا تعطیله تعطیلی! انقدر روت زیاده که میترسم روز قیامت هم پر رو بازی درآری!
یه چی بهت میگم باورت شه! میخوام وصیت کنم وقتی مردی یه صفحه فولادی بذارن رو قبرت چهار تا میخ و پیچ و رول پلاک هم بزنن که از قبرت نتونی در بیای!
یادته دبستان که بودی پرتغال میبردی مدرسه؟
چرا میبردی؟ من که میدونم میبردی تو کلاس باهاش فوتبال میزدی آخرشم همه جا به گند کشیده میشد!
هر روز اون معلم بدجنس ( اسدی ) با شلنگ میزد کف دستات ولی تو پر رو تر از این حرفا بودی فرداش دوباره پرتغال میاوردی!
خاک بر سرت اگه پرتغالا رو میخوردی الان قدت 2.20 بود دور بازوتم 60!!
دبستان که شورش رو درآورده بودی! همش ساندویچای حامد رو میخوردی و زنگ تفریحا بیچاره بغض میکرد...
اول راهنمایی یادته همش با سومیا دعوا میکردی؟ خداییش از اون یه سال تحصیلی چند روزش رو یه پا جلو دفتر بودی؟
دلم برا اون معاونتون میسوزه که یه بار با سر رفت تو شیر آب وسط حیاط! بماند دلیل با مغز زمین خوردنش چی بود!
چقد با گچ برعکس رو صندلی معلمت ( آقای صابر ) مینوشتی من خرم!! تا بنده خدا میشست و پا میشد رو باسنش حک میشد من خرم!
دبیرستان چی؟ چقدر خداییش کیف و کتابات رو انداختی از پنجره بیرون و به بهانه آب خوردن رفتی تو حیاط و از مدرسه جیم شدی؟
اون تخم مرغ گندیده رو یادته تو کارگاه انداختی تو بخاری؟ تا 3 روز کلاسای آزمایشگاه تعطیل بود!
وای که چقد پر رو بودی! وقتی لو رفتی یادته؟ نذار آبروت رو ببرم...
بگذریم بچه پر رو! اگه اون قضیه اصلی رو که واسش دارم باهات دعوا میکنم رو بگم که دیگه باید قصرت رو جمع کنی بری...
فقط یکم با خودت فک کن که دیوونه دیگه بچه مدرسه ای نیستی! یکم روت رو کم کن و این قضیه آخر رو جمع و جور کن... زشته...
جوابیه پنگوئن به وجدان از نوعه بیدار!!
به به جناب سلطان وجدان!
چه عجب از این ورا! میگفتی یه گاوی گوسفندی خروسی سوسکی مگسی چیزی میزدیم جلو پات زمین...
نچایی تو این هوای سرد اومدی منو ارشاد کنی؟
این خواب زمستونیه جنابعالی بیدار شدنم تو کارش هست؟ نه بابا!!! اومدی که چی؟ اگه پرتغال رو میگی که بعد ورزشیش مهم بود!
من هر روز ورزش میکردم سر کلاس! حالا شلنگش مهم نبود! مهم ورزش بود قشنگ! بعدم حامد چاق بود واسه اینکه چاق تر نشه تغذیه ش رو میخوردم!
تو حالیت نی! وگرنه با زور میخوردم!
دعوا میکردم به خاطر بشریت! همش در حال دفاع بودم! هیچوقت حمله نکردم!
( روح بزرگ من ) بعدم میتونیم داداش! مثله تو خوبه؟ دور کلت همیشه یه دایره طلاییه ولی از اون قرمزه که یه چوب سه شاخ هم دستشه که منو همیشه اغفال میکنه ( الان رو شونه چپمه ) کتک میخوری؟
از اون بگذریم به من چه که معاونمون جلو پاش رو نگا نکرد که یک سری مایعات لغزندست و خورد زمین؟
آقای صابر هم میخواستم بهش یاد بدم که آدم اول باید نگا کنه کجا میخواد بشینه بعد تصمیم بگیره که آیا باید بشینه یا نه! که هیچوقتم یاد نگرفت!
دبیرستانم که بابا میدونی چرا جیم میشدم! میومدم خونه تو کارای عمرانی نظافتی آشپزیه خونه به مامانم کمک میکردم!
تخم مرغ هم کار من نبود! تازشم اگه بود میخواستم یه املتی چیزی درست کنم دور هم بخوریم! اگه هم گندیده بوده خب من نمیدونستم و این خواست خدا بوده که بیفته تو بخاری که املت نشه که منو و بقیه نخوریم که خدای ناکرده مریض نشیم!
هه هه هه افتاد؟
چی شد وجدان بیدار؟ کجا رفتی چرا رفتی خوابیدی دوباره؟
جدی نوشت 1 : جدا چرا تا میایم به خودمون بیایم با یه سری توجیه الکی خودمون رو گول میزنیم؟
جدی نوشت 2 : شرمنده یه مدت نبودم... از همتون ممنون که منو فراموش نکردین... الان جایی هستم و به بدبختی آپ میکنم ولی قول میدم فردا شب به همتون سر بزنم...
فعلا...
که در هفته گذشته مقادیری کم ( زیاد )
گند و ... زدیم که مشروح و خلاصه و چکیده اونا به شرح ذیل اعلام و اعتراف میگردد!
هه هه تا توپ خورد بهش همه گفتن وااااااای!
رفتم کمکش کنم از خیابون رد شه پام خورد به عصاش با مخ رفت تو زمین
( شانس آوردم نرفت تو جوب ) هیچی دیگه بیچاره رو با خاک انداز جمع اش کردن ملت!
ولی هیچیش نشد!
یه چیز باحاله که تا دو سه روز دیگه برش میدارم!
کلیک نکنین از دستتون رفته! حالا خودتون میدونید دیگه!
فعلا
خوب شده یا نه؟
این بهتره یا قبلی؟
البته بذارین عکس بالای صفحه کامل لود شه بعد بنظرین!

منم مطمئن که الان منو تایید میکنه و واسه آزمایش نمیرم!
منو میگی بخند بخند در حد بمب ( خوب شد نگرفتنم ) رفتم تو حیاط یه نفر رو به درخت بسته بودن چجوری!
یه یارو اومد گفت
و ظاهری موجه سلامت

